خیالانگیز و جانپرور چو بوی گل سراپایی
نداری غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی
من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم
که بر دیدار طاقت سوز خود عاشقتر از مایی
به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را
تو شمع مجلسافروزی تو ماه مجلسآرایی
منم ابر و تویی گلبن که میخندی چو میگریم
تویی مهر و منم اختر که میمیرم چو میآیی
مراد ما نجویی ورنه رندان هوسجو را
بهار شادیانگیزی حریف باده پیمایی
مه روشن میان اختران پنهان نمیماند
میان شاخههای گل مشو پنهان که پیدایی
کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو
دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی
مرا گفتی: که از پیر خرد پرسم علاج خود
خرد منع من از عشق تو فرماید چه فرمایی؟
من آزردهدل را کس گره از کار نگشاید
مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی
رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن
که با این ناتوانیها به ترک جان توانایی
ای فرزند آدم عشق دنیا از دل بیرون کنید که عشق من و دنیا در هیچ دلی یک جا نگنجد.
ای پسر آدم به آنچه تو را فرمان داده ام بکوش و از آنچه بر حذرت داشته ام دوری کن، بدین گونه زنده ی جاویدت خواهم ساخت.
ای پسر آدم تو شه ی فراوان بر گیر که را دور است و بار سبک کن که صراط باریک است.
خواب خویش بر گور بگذار و فخر خویش به هنگام ارزیابی کارت و لذت هایت را بهر بهشت.
بهر من باش بهرت خواهم بود.
خداوند به حضرت داوود که بر او و پیامبر ما درود باد فرمود:
ای فرزند آدم هیچ روزی نو نشود مگر آنکه من روزی تو بفرستم، و هیچ شبی نو نگردد مگر آنکه تو در آن کار زشتی بر فرشتگان عرضه کنی.
نیکی من دائم بر تو فرود می آید و بدی تو دائم بر پیشگاه من بر میشود.
ای فرزند آدم به آن اندازه که نیاز مند من هستید،فرمانم برید و به آن اندازه که توانایی آتش دارید نافرمانیم کنید.
بر دنیا به اندازه ای که در آن خواهید ماند بکوشید و برای آخرت نیز بدان اندازه که در آن خواهید ماند توشه بگیرید.
به کشتگاه دنیا تخم نیکی افشانید،بهر من کوشید و حاصل کارتان پیشاپیش به من فروشید،چنان سودتان دهم که هیچ چشمی چنان ندیده است. و هیچ گوشی چنان نشنیده است و هیچ دلی چنان در نیافته است.
مالک ابن حارث نخعی در بیست و پنجم ماه ذی القعده به وسیله ی زهر نافع شهید گشت.
در بیستم ذی الحجه این خبر به امام علی (ع) رسید.
امام بر منبر رفته و در حالی که اشک میریختند فرمودند:
« انالله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین»
با خدای خود پیمان بستم که پس از مصیبت رسول الله بر هیچ مصیبتی اندوهناک نمانم. ولی معهذا فاجعه ی شهادت اشتر فاجعه ای عظماست.
و سپس دلخسته به خانه برگشتند.
وقتی جمعی از مشایخ نخع برای عرض تسلیت به پیش ایشان مشرف گشتند، علی (ع) اینچنین فرمودند:
مالک روانش پاک باشد چه کسی می تواند مالک باشد؟! اگر کوه بود کوهی بلند قله بود و اگر صخره بود صخره ای بود که هرگز شکست نمی پذیرد.
و باز فرمودند:
مگر مالک نظیری هم دارد ؟ آیا زنها فرزندی مثل او به دنیا آورده اند؟
یاابن الحسن ای قلبیمین قراری
تز گل آقا تز گل آقا قوتار به انتظاری
یا حسین دور سوت امر اصغری آغوشوه آل
غط اولان الریی مهدی بالاوون بوینونا سال
مفضل بن عمر می گوید:
از امام صادق عليه السلام پرسیدم:
چرا گاهی نوزاد بیدلیل میخندد یا بدون درد میگرید؟
پاسخ فرمودند: ای مفضل! هیچ طفلی نیست مگر اینکه امام را میبیند و با او نجوا میکند،
پس گریهاش از رفتن امام از پیش اوست و خندهاش بخاطر روی آوردن امام به او.
اما وقتی زبان طفل به سخن باز شد این باب بر او بسته میشود و بر قلبش مهر فراموشی زده میشود.!
شیخ صدوق ره، علل الشرایع

گفتمش چونی و چون می رهی ای زندانی
گفت:چه کنی گر نبری رشک به حال من
هر گدا را که نبود مرتبه ی سلطانی
راستی حافظ حد تو نبود هم صحبتی ما
بس اگر بر سر این کوی کنی سگبانی
خداوند به حضرت داوود فرمود:
کسی که به قضای من خشنود و بر بلایم بردبار و بر بخشش هایم شاکر نیست بگذار خدایی جز من جوید.
کسی که بر دنیا محزون شود،گویی بر من خشم گرفته است.
کسی که بر توانگری،به جهت توانگریش تواضع کند،دو ثلث دین خویش را از دست داده است.
لیلی را از عشق مجنون پرسیدند گفت:
هر حالی که مجنون داشت،من نیز داشتم، اما برتری من بر او آشکار است و آن اینست که او عشقش را پدیدار کرد و من در رازداری فرو مردم.
و نیز گفته است: مجنون قصه ی عشق خویش را آشکار ساخت.اما من نهفتم و در اشتیاق خویش نابود شدم، اگر به قیامت ندا دهند که قتیل عشق کیست؟
.: Weblog Themes By Pichak :.